|
|
|
|
|
برجسته سازی، خلق آگاهی عمومی و جلب توجه عامه به موضوعات مطلوب رسانه ها است. دو فرض اساسی بیشتر تحقیقات در زمینه کارکرد برجسته سازی رسانه ها را تحت پوشش قرار می دهد: 1- روزنامه ها و رسانه ها حقایق را منعکس نمی کنند بلکه حقایق را سانسور می کنند و شکل می دهند 2- تمرکز رسانه ها بر موضوعات محدودی سبب می شود عامه مردم نیزهمان موضوعات را مهم بپندارد. به طور کلی رسانه ها با استفاده از دو شیوه «دروازه بانی» و «برجسته سازی» محتوای اخبار، اطلاعات و سرگرمی ها را کنترل می کنند. دروازه بانی یا گزیشگری بدین معنی است که محتوای پیام های رسانه ای پس ازعبورازایستگاه های بازرسی و کنترل، یا حذف می شوند ویا پس از اعمال تغییرات مورد نظر دروازه بانان از طریق رسانه ها ارسال می شود. عوامل موثر بر محتوای رسانه ها ممکن است عوامل درون سازمانی نظیر گزارشگران، نویسندگان و سردبیران و یا عوامل برون سازمانی همچون محدودیت های قانونی، اعمال نفوذ اشخاص حقیقی و حقوقی، صاحبان آگهی و سرمایه و گروه های فشار باشند. میزان تاثیر هر یک از این عوامل به میزان نفوذ آن در سازمان و نهاد رسانه بستگی دارد. پس از دروازه بانی، برجسته سازی است که بر محتوای پیام های رسانه اثر می گذارد.عوامل درون سازمانی و برون سازمانی نه تنها به گزینش محتوای رسانه می پردازند بلکه توانایی تغیر ادراک افراد و سازماندهی و شکل دهی به افکار مخاطبان خود از طریق دستکاری محتوای پیام را دارند که این همان کارکرد برجسته سازی ارتباط جمعی است. پژوهشگران کارکرد برجسته سازی را در سه مرحله مطرح می نمایند. در مرحله اول نهاد رسانه از میان موضوعات گوناگونی که از رسانه ها پخش می شود مهمترین موضوع را مشخص می کند و در مرحله بعدی آن بخش از موضوع که از نظرنهاد رسانه اهمیت ویژه ای دارد تعیین می شود. در این مرحله رسانه پیش زمینه افکار عمومی را آماده می کند و پس از اعمال نظرات و تغییرات، محتوا در قالب و چارچوب معین به مخاطب ارائه می گردد که در این مرحله رسانه افکار عمومی را سازماندهی می کند و شکل می دهد. بدین ترتیب رسانه ها از طریق برجسته سازی اولویت هایی زا بزای مخاطبان تعیین می کنند. پیام دستکاری شده بر افکار عمومی تاثیر گذاشته و در نهایت افکارعمومی نیزتحت تاثیر رسانه در برابر موضوع مورد نظر رسانه واکنش نشان می دهد. در سال 1922 والتر لیپمن، روزنامه نگار آمریکایی، چنین اظهار داشت که رسانه ها قادرند تصورات و پندارهایی را به عموم القا نمایند. برنارد کوهن در 1963 گفت روزنامه ها بیشتر مواقع نمی توانند به مردم بگویند چه بیندیشند اما تا حد زیادی در اینکه به خوانندگان خود بگویند درباره چه و چگونه بیندیشند موفق اند. بعدها مک کمب و شاو دو محقق آمریکایی، تحقیقاتی را در رابطه با مبارزات انتخاباتی سال 1968 و 1972 و 1976 در انجام دادند. آنها در تحقیقات خود در زمینه کارکرد برجسته سازی رسانه های جمعی با توجه به دو عنصرآگاهی و اطلاعات کوشیدند رابطه میان رای دهندگان و محتوای واقعی پیام هایی را که رسانه ها در جریان انتخابات ارائه کردند، ارزیابی کنند. مک کمب و شاو نتیجه گیری کردند که رسانه های جمعی، بر آنچه رای دهندگان به عنوان موضوع مهم در انتخابات مورد توجه قرار می دهند، تاثیر مهمی می گذارند. با طرح نظریه برجسته سازی این فرضیه که رسانه ها قدرت تاثیرگذاری محدودی دارند و این که مخاطبان ازمیان پیام های رسانه ای، آنهایی را مورد توجه قرار می دهند که با عقاید و باورهای آنها در ارتباط باشد، مورد توجه پژوهشگران ارتباطات جمعی واقع شد. نظریه برجسته سازی به میزان قابل توجهی نقش رسانه ها را در زندگی ما کاهش داد. متدلوژی بهترین روش تحقیق در زمینه تعیین و بررسی آثار برجسته سازی بر مخاطبان، تحلیل محتوای رسانه ها و همچنین انجام مصاحبه با مخاطبان می باشد.
گزینشگری محتوای رسانه از سوی مخاطبان پژوهش ها نشان می دهد مخاطبان به طور فعال، از میان پیام های یک رسانه تنها به برخی از آنها توجه می کنند. عوامل موثر بر گزینشگری مخاطبان عبارتند از: 1. نیاز به جهت گیری و همانند سازی در این حالت، دو پیش فرض نیازمندی و کسب خشنودی از سوی مخاطب وجود دارد. هنگامی که مخاطب به جهت گیری و همسان سازی درمورد یک موضوع خاص نیاز دارد، به رسانه روی می آورد. به عبارت دیگر در صورتی که مخاطبان نسبت به موضوعی مطمئن نباشند بیشتر تحت تاثیر القاء رسانه قرار می گیرند تا زمانی که درباره موضوعی، پیش زمینه و اطلاعات قبلی دارند.
ارتباطات میان فردی از سوی مخاطب به عنوان یک کانال جایگزین رسانه مورداستفاده قرار می گیرد. در این حالت نیز، مخاطب به منظور جهت گیری و رضامندی به این نوع ارتباط روی می آورد. پژوهش ها نشان می دهد ارتباطات میان فردی در افرادی که بیش از دیگران از ارتباطات کلامی استفاده می کنند، مهمترین منبع برای ارضاء نیاز به اطلاعات است و اینگونه افراد کمتر تحت تاثیر محتوای رسانه ها قرار می گیرند اما درمقابل افرادی که ارتباطات میان فردی ضعیفی دارند بیشتر از محتوای پیامهای رسانه ای تاثیر می پذیرند. 3. میزان حساسیت موضوع (برای مخاطب) مخاطب معمولا اطلاعاتی را که به او مربوط می شود جستجو و مورد توجه قرار 4. موضوعات جذاب و موضوعاتی که برای مخاطب جذابیتی ندارند برخی از مسائل جذابیت بیشتری برای مخاطب دارند. بررسی ها نشان می دهد تاثیر برجسته سازی رسانه، بر مسائلی که از سوی مردم کمتر مورد توجه قرار می گیرند، بیشتر است. 5. نوع رسانه رسانه های مکتوب نسبت به سایر رسانه ها تاثیر گذاری بیشتری دارند. 6. وضعیت اجتماعی – اقتصادی وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم بر رفتار سیاسی آنها تاثیر می گذارد. آیا برجسته سازی یک خیابان دو طرفه است؟ سئوال مهمی که درباره برجسته سازی مطرح می شود این است که آیا برجسته سازی همچون یک خیابان دوطرفه است بدین معنی که آیا مخاطبان اثری در تعیین اهمیت موضوعات در رسانه ها دارند؟
****************** بر اساس نظر محققان علیرغم کارکرد منفی احتمالی برجسته سازی، این نظریه کاربردهای مفیدی نیزدارد. برجسته سازی بخشی از فرایند ارتباط ما را تشکیل می دهد به عنوان مثال در زمینه سیاست و انتخابات هریک از کاندیداها می توانند به خوبی از این نظریه بهره بگیرند. طرفداران محیط زیست نیزبا اتخاذ راهبردی مناسب می توانند موضوع محیط زیست را به اولویت مهم شهروندان تبدیل و از این طریق افکارعمومی را در جهت توجه به مسائل زیست محیطی بسیج کنند.
|
||