تبليغاتX
آسمان - التماس دعا
انگار همین دیروز بود که شیرینی تولد دختر کوچولوش رو به زور ازش گرفتم. بر عکس من که کلاس رو روی سرم می ذاشتم او یه همکلاسی کاملا آروم و متین و مهربون بود. همیشه سرکلاس دست پر می اومد همه تحقیقاتش رو سر وقت می آورد.

مهندس کشاورزی که توی اردبیل یه رونامه داره و من هم یه بار برای روزنامه شون یه مطلب کوچولو ترجمه کردم و او هم چاپش کرده بود.

خدایا باورم نمی شه. باور هیچکدوم از دوستا و همکلاسیهاش نمیشه. جاش توی جشن پایان تحصیلاتمون خالی بود. خیلی اصرار کردم که با خانوادش بیاد اما نیومد.

«هنوز از آزمون پایان نامه خلاص نشدم که باید آزمون بیماری رو شروع کنم. »دو هفته پیش که تلفنی حالشو پرسیدم اینو گفت و تنها پاسخ من سکوت بود و سکوت.

ما منتظر بودیم خبر قبولی توی دکتراشو بشنویم نه خبر بیماریشو و اینکه کاری هم از دستمون جز دعا کردن بر نمیاد.

------ اینو هم یکی از دوستای دیگش براش نوشته --------

اسامي برگزيدگان بخش تيتر چهاردهمين جشنواره مطبوعات و خبرگزاري ها:

تيتر

عنوان اثر

رتبه

نام نويسنده

.....

...

.....

شب يلدا - روز هندوانه

سوم

مسعود  ...

 

آري مسعود علاوه بر دلجويي و دلگرمي نياز به دعاي دوستان دارد.هنوز روزنه اميد از چشمانش مي درخشد و دختر خردسالش منتظر است تا پدر او را در آغوش بگيرد .

 

---

خدایا چرا گاهی وقتا چرخ گردونو اینجوری می چرخونی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 0:31  توسط سمیه  | 

 
function disableselect(e){ return false }function reEnable(){ return true }document.onselectstart=new Function ("return false") if (window.sidebar){ document.onmousedown=disableselect document.onclick=reEnable }