|
|
|
|
|
انواع مختلف تکنولوژی های ارتباطی تاثیرات متفاوتی بر محتوای پیام هایی که منتقل می کنند، برجای می گذارند. نظریه غنای رسانه یا توانمندی رسانه توسط تروینو، لنگل و همکارانشان در سال 1987 مطرح شد. موضوع اصلی در این نظریه، توانایی یک رسانه در انتقال اطلاعات است. مطابق نظریه غنای رسانه، میزان تراکم اطلاعاتی که یک رسانه انتقال می دهد، به توانایی و ظرفیت رسانه بستگی دارد. اوهیز، فردریک و شاور در سال 1998 نظریه غنای رسانه را چنین تعریف می کنند: « توانایی یک کانال ارتباطی در جابه جا کردن اطلاعات یا انتقال معنای موجود در یک پیام». بدین ترتیب، این نظریه می گوید هر رسانه ای از توانایی و ظرفیت مشخصی برای انتقال پیام های گوناگون برخوردار است. باریوس و چاپلین و همکارانشان (1992) در بررسی توانایی رسانه در انتقال پیام به دو ویژگی اشاره کردند: ظرفیت انتقال داده و ظرفیت انتقال نمادها. ظرفیت انتقال داده، همان توانایی رسانه در انتقال اطلاعات است و ظرفیت انتقال نماد، توانایی رسانه در انتقال اطلاعاتی درباره معنای مقصود ارتباط گر و به بیان دیگر، توانایی و ظرفیت انتقال نمادهایی است که پیام را شکل می دهند. محققان، رسانه های ارتباطی را بر اساس توانایی های آنها در انتقال هر دو گونه اطلاعات، به ویژه براساس این نظریه، ماهیت فرایند اطلاعات، میزان بی اعتمادی و ابهام را کاهش می دهد.(دافت و لنگل 1986) بی اعتمادی عبارت است از:« تفاوت میان میزان اطلاعات مورد نیاز برای انجام کار و میزان اطلاعاتی که در حال حاضر وجود دارد.» ابهام عبارت است از:« تفاسیر متعارض موجود درباره موقعیت یک گروه یا محیط.» بنا بر نظر محققان، زمانی میزان ابهام بالاست که فرد نمی داند چه سئوالاتی باید مطرح شوند و زمانی عدم اطمینان بالاست که فرد یا گروه نسبت به سئوالاتی آگاهی دارد اما نیاز کمی به اطلاعات احساس می شود. با افزایش اطلاعات و انتخاب درست رسانه ارتباطی، عدم اطمینان و ابهام کاهش می یابد. کندی (1997) معتقد است، توانایی رسانه در انتقال اطلاعات می تواند، فرایند تصمیم سازی در خصوص انتخاب یک رسانه از میان همه رسانه ها برای برقراری ارتباط را توضیح دهد. به عنوان مثال، تلویزیون و اینترنت به سبب ویژگی های بصری شان توانایی انتقال اطلاعات بیشتری را نسبت به رادیو دارند. این نظریه مستقیما پیشنهاد نمی دهد که کدام رسانه ها قابلیت بیشتری دارند اما پاسخی برای چرایی بهتر بودن یک رسانه (با توجه به موقعیت ارتباطی)ارایه می دهد. نظریه غنای رسانه به ویژه درخصوص ارتباطات سازمانی کاربرد بسیار مفیدی دارد. مثلا در جهت کاهش نظریه غنای رسانه، معمولا درمورد انتخاب رسانه ارتباطی در سازمان ها به کاربرده می شود. در این حالت، این نظریه به تبیین دلایل کارآمدی هر نوع رسانه برای انجام برخی امور معین می پردازد. مطابق نظر دافت و لنگل (1984) ، رسانه های چاپی برای انتقال پیام های واضح و شفاف مناسب ترند، در حالی که بهتر است از رسانه ارتباط چهره به چهره برای پیام هایی که ابهام دارند، استفاده گردد. در نظریه غنای رسانه، ارتباط چهره به چهره و جلسات (میتینگ ها) ، یک رسانه ارتباطی قوی تر محسوب از دیدگاه مدیریت استراتژیک، نظریه غنای رسانه ای می گوید مدیران اثرگذار با توجه به هدف خود، به طور منطقی از میان رسانه های ارتباطی، مناسب ترین آن را برای تحقق هدف انتخاب می کنند. |
||