|
|
|
|
|
پیش زمینه سازی مرحله ای از کار است که معمولا جنبه آماده سازی، ایجاد آگاهی یا آشنایی دارد. · روانشناسی Priming در علم روانشناسی برانگیختن (تداعی) معانی مرتبط در حافظه پیش از انجام یک کار یا فعالیت است. در علم عصب شناسی، نورون ها یک دسته از رشته های عصبی و در حقیقت مخزن های کوچک حاوي اطلاعات ویژه می باشند. هر دسته از عصب ها بوسیله دسته های دیگری که ارتباط و اتصال بیشتریا کمتری با آنها دارند، محاصره شده اند. وقتی یک دسته برانگیخته و فعال می شود، مثلا بوسیله ورودی نورون های حسی، دسته های اطراف که ارتباط معنایی بیشتری با آن دسته دارند و از نظر اطلاعات مشابه هستند، بیشتر فعال و برانگیخته می شوند و بنابراین اطلاعات آنها احتمالا بیشتر به ذهن خطور · رسانه ها درحوزه رسانه ها Priming با نظریه برجسته سازی مرتبط می باشد. به کمک این فرایند رسانه ها می توانند معاني و مفاهيم مرتبط با موضوع ویا مفهوم مورد نظر خود را درذهن مخاطبان خود برانگيخته کنند. پیش زمینه سازی زمانی روی می دهد که رسانه بر یک موقعیت معین تاکید بسیار می ورزد تا بر اهمیت آن بیفزاید و بدین وسیله همه خاطرات (موجود در حافظه) راجع به آن موقعیت را به ذهن می آورد. · پایه های تئوریک پیش زمینه سازی 1- جاکوبی در سال 1983 معتقد بود Priming به فرایندهای ذهن و ادراک بستگی دارد. بدون راهنمایی نگرش ها، فرد در رفتار خود سرگردان و گمراه می شود. در حقیقت برای آنکه فرد بتواند هر گونه اظهار عقیده، قضاوت یا واکنش ابتدایی از خود نشان دهد، وجود برخی مقدمات(نگرش ها) ضروری است. به وسیله نگرش ها می توان فرایند آگاهی را که مشخص کننده فعالیت احتمالی یا واقعی فرد در محیط اجتماعی است، پیش بینی کرد. ارتباط گران با استفاده به موقع ازpriming می توانند در نگرش ودر نتیجه رفتار آشکار فرد نفوذ کرده و آن را تحت تاثیر قرار داد. 2- تكرارمفاهيم اصلی يا مفاهيم مرتبط یکی از راه های سهولت دسترسي موثر است.ارتباط گر پیش از پیام اقناعی خود با ارائه معانی و مفاهیم مرتبط با آن از طریق تصاویر و لغات، ذهن مخاطب را آماده و برانگیخته می سازد. بدین ترتیب احتمال ایجاد اندیشه هایی که از نظر معنایی با محتوای مورد نظر ارتباط گر در پیام اقناعی مشابهت دارد، افزایش می یابد. همچنان که سهولت دسترسی به شناخت رفتاری افزایش می یابد گرایش به انجام رفتاری مشابه آن رفتار سابق نیز افزایش می یابد. پژوهشگران می گویند مردم تمایل دارند فورا و بی درنگ نظرات و قضاوت های خود را درباره موضوعات شکل دهند بدون اینکه مجبور باشند(آگاهانه) نظرات و اطلاعات قبلی خود را از حافظه بازیابی کنند. بر این اساس priming بردو فرض استوار است: 1- مردم به همه موضوعات توجه نمی کنند. 2- مردم معمولا راه کوتاه توسل به الهامات ذهنی و اشاره های ساده را (به جاي استفاده و استناد به اطلاعات قبلي خويش به طور آگاهانه) ترجیح می دهند. به بیان دیگر مردم تمایل دارند براساس شواهد خاصی قضاوت کنند به جای اینکه دانسته های خود را در نظر بگیرند زیرا توانایی ذهنی مردم (عامه) در سازماندهی تمامی حوادث محدود است. پژوهشگران می گویند بیشتر توجه تلویزیون به موضوعات ویژه است و به طور پیوسته زمینه یک موضوع را آماده می سازد. از این رو بینندگان بیشتر دانسته های خود را به آن موضوع مرتبط می سازند. از میان سه عنصری که ممکن است بر قضاوت های مخاطبان اثر بگذارد: 3- پیش زمینه سازی در رسانه ها فرایندی است که طی ان بحث پیرامون یک موضوع در رسانه ها بر اطلاعات پیشینی که عامه درباره آن موضوع داشتند اثر می گذارد و باعث برانگیخته شدن اندیشه ها و مباحثات پیشین می شود. گاهی پیش زمینه سازی می تواند تاثیر زیانبخش نیز بر جای گذارد مثلا سوء استفاده در جهت اهداف معین سیاسی. یکی از بررسی ها در مورد این نظریه که توسط کلیف و مک کان در 1981 انجام شد، نشان داد در یک متن گفتاری دفعات واکنش به لغت های هدف که پیش زمینه آنها با لغت ها و واژگان مشابه از نظر معنی آماده شده است سریعتر از زمانی اتفاق افتاد که واژگان پیش زمینه از نظر معنایی با محتوای پیام اقناعی مشابهت و ارتباط کمتری دارند. به عنوان مثال زمانی که کلمه nurse در متنی وجود داشته باشد کلمه مرتبط با آن که سریعتر به ذهن می رسد لغت doctor است نه لغت north یا رشته حروف بی معنی nubre . این تاثیر تقدم معنایی توسط کالین و لافت در 1974 مطرح شد. رابطه میان برجسته سازی – پیش زمینه سازی
· پوشش خبری بر یک یا چند موضوع تاکید می کنند. · مردم این موضوعات را مهمتر از سایر مسائل تلقی می کنند. · این (آمادگی قبلی) مردم را آماده می سازد که در قضاوت های خود به این موضوعات وزن(ارزش) بدهند. · بدین ترتیب مردم از پیش برای ارزیابی موضوعات بسیار برجسته(قابل توجه) که در رسانه ها درباره آنها بحث می شود، آماده می شوند. |
||